ثبت نام اعضا | ورود اعضا

تشنج وصرع

تشنج وصرع

تعريف

تشنج ناشي از فعاليت الکتريکي غير طبيعي مغز مي باشد، و حمله تشنجي (seizure) پديده اي است ناگهاني که از تخليه الکتريکي غيرطبيعي و بيش از حد همزمان يک گروه از سلول های  سيستم عصبي مرکزي ناشي مي شود. صرع(epilepsy)  يک بيماري مزمن است که تظاهر باليني اصلي آن وقوع تشنجهاي صرعي مي باشد که با حملات ناگهاني، پديده هاي تجربي ذهني، تغيير وضعيت هوشياري يا حرکات غير ارادي مشخص مي شوند. صرع زايي عبارت است از تغيير يک شبکه نوروني طبيعي به شبکه اي که به طور مزمن دچار تحريک پذيري بيش از حد مي باشد. تشنج در سير بسياري از بيماريهاي طبي يا عصبي که در آنها عملکرد مغز دچار اختلال موقتي شده است ، روي مي دهد و در اين حالت تشنج علامتي ناميده مي شود.

ميزان بروز و اتيولوژي

تشنج در هر سني ممکن است شروع شود. اگر تعريف صرع را به صورت دو يا چند تشنج برانگيخته نشده بپذيريم، ميزان بروز صرع در جمعيت هاي مختلف در سراسر جهان حدود 3/0-5/0 درصد بوده و ميزان شيوع صرع 5-10 نفر به ازاي 1000 نفر تخمين زده مي شود. در کشورهای صنعتی، خطر کاهش طول عمر برای صرع و برای هر تشنج بدون دليل به ترتيب 1/3 و 1/4 درصد می باشد.

تقسیم بندی :

رايج ترين الگوي تقسيم بندي ، تقسيم بندي ليگ بين المللي مقابله با صرع است.  تشنجها با توجه به علائم و نشانه هاي باليني تقسيم بندي مي شوند. بر اين اساس تشنجها به سه گروه تقسيم بندي مي شوند:

1-   تشنجهاي نسبي يا کانوني : تشنجهايي که شروع آنها محدود به قسمتي از نيمکره مغزي است.

2-   تشنج ژنراليزه ( عمومي) : تشنجهايي که از آغاز، قشر مغزي را به صورت منتشر درگير مي کنند.

3-   تشنجهاي غير طبقه بندي شده : تشنجهايي که تحت عنوان نسبي يا ژنراليزه طبقه بندي نمي شوند.

 

تشنجهاي نسبی  

تشنج نسبي ساده ممکن است به تشنجهاي نسبي کمپلکس تبديل شوند و تشنجهاي نسبي ممکن است به تشنجهاي تونيک – کلونيک ژنراليزه ثانويه تبديل شوند

تشنجهاي نسبي ساده شامل پديده هاي حسي ، ذهني و رواني مي باشند. اينگونه اورا ( aura) تقريبا در 60 درصد از بيماران مبتلا به صرع کانوني رخ مي دهد. تشنجهاي نسبي ساده با نشانه هاي حرکتي ، با حرکات کلونيک ( پرش ريتميک ) يا تونيک ( سخت شدن ) قسمت خاصي از بدن شروع مي شوند. عضلات صورت و دست درگير مي باشند .

ساير نشانه هاي حرکتي تشنج نسبي ساده عبارتند از ايست تکلم ، اداي کلمات و اصوات و چشمک زدن. به دنبال تشنج حسي ممکن است بي حسي ( numbness ) ايجاد شود و به دنبال تشنج لوب پس سري ممکن است کوري ايجاد شود. اين نقايص عصبي قابل برگشت فلج تاد ( Todd’s paralysis ) ناميده مي شوند.

تشنجهاي نسبي کمپلکس هوشياري را مختل مي کنند و به عدم پاسخگويي مي انجامند. بسياري از تشنجهاي نسبي کمپلکس از تحول تشنجهاي نسبي ساده ناشي مي شوند. با پيشرفت تشنج هوشياري مختل مي شود. تشنجهاي نسبي کمپلکس پيش درآمدي از اوراي بويايي دارند که حملات اونسينيت ( uncinate fits ) ناميده مي شوند.

تشنجهای نسبی همچنين می توانند به صورت ثانويه گسترش يافته و به تشنج ژنراليزه که معمولا تونيک-کلونيک است ، تبديل شوند.

 

  تشنجهاي ژنراليزه

تشنجهاي ژنراليزه از همان ابتدا به صورت منتشر آغاز مي شوند. تشنجهاي ژنراليزه عمدتا بر پايه وجود يا فقدان و مشخصات تظاهرات حرکتي تشنجي تقسيم بندي مي شوند. اين انواع بايد از تشنجهاي کانوني که منتشر مي شوند و به تشنجهاي ژنراليزه ثانويه مي انجامند، افتراق داده شون

تشنجهاي تونيک – کلونيک ژنراليزه ( تشنج گراندمال ) با از بين رفتن ناگهاني هوشياري با حالت تونيک دو طرفه تنه و اندامها ( مرحله تونيک ) مشخص مي شوند. اين حرکات اغلب با فرياد صرعي ( epileptie cry )همراه مي باشند . سپس پرشهاي عضلاني همزمان به صورت دو طرفه ( مرحله کلونيک ) ظاهر مي شوند.

تشنج حاد معمولا بيش از 90 ثانيه دوام نمي يابد. مرحله پس از تشنج (postictal) با بهت عميق گذرا مشخص مي شود. پس از 30-15 دقيقه حالت خواب آلودگي و اختلال هواس همراه با رفتار اتوماتيسم عارض مي شود..

تشنجهاي غايب ( absence seizures ) يا تشنجهاي پتي مال عمدتا در کودکان رخ مي دهند و با از بين رفتن ناگهاني و لحظه اي آگاهي ( حمله غايب )، زل زدن، پلک زدنهاي ريتميک و اغلب تعداد کمي پرشهاي کلونيک کوچک بازوها و دستها مشخص مي شوند. رفتار و آگاهي بلافاصله به وضعيت طبيعي باز مي گردند. دوره پس از تشنج وجود ندارد و معمولا فرد به خاطر نمي آورد که تشنجي رخ داده است. اکثر تشنجهاي غايب کمتر از 10 ثانيه طول مي کشند.

اگر اختلال آگاهي شروع تدريجي تري داشته باشد و به سرعت بر طرف نشود و با ويژگي هاي اتونوم يا از بين رفتن قوام عضلاني همراه باشد، تشنجهاي غايب آتيپيک ناميده مي شود.

تشنجهاي ميوکلونيک به صورت پرشهاي عضلاني سريع، تکراري و کوتاه تظاهر مي کنند که ممکن است دو طرفه ( همزمان يا غير همزمان ) يا يک طرفه و بدون از دست رفتن هوشياري باشند. پرشهاي ميوکلونيک از حرکات کوچک صورت يا دستها تا اسپاسمهاي عظيم دو طرفه که همزمان سر، اندامها و تنه را درگير مي کنند، متغير مي باشند.

تشنجهاي آتونيک يا " حملات سقوط " ( drop attacks ) اغلب در کودکان مبتلا به انسفالوپاتي هاي منتشر روي مي دهند و با از بين رفتن ناگهاني قوام عضلاني مشخص مي شوند که ممکن است به سقوط وصدمه به بيمار منجر شوند.

  تشنجهاي طبقه بندي نشده

تشنج همراه با تب: تشنج همراه با تب ( febrile seizure ) شايعترين علت تشنج در کودکان است. در 3 تا 5 درصد از تمام کودکان آمريکا و اروپا که کمتر از 5 سال سن دارند، روي مي دهد. اکثر تشنجهاي همراه با تب ، بين سنين 6 ماهگي و 4 سالگي روي مي دهند، هر چند که گاهي در کودکان 6 يا 7 ساله نيز ديده مي شوند